يك خواهش دوستانه از همه
سلام
قبل از هرچيز دعا كنين تا آخر سال بتونم برم سر كلاسم و منت اداره و مسؤلين نكشم و دست به دامن عوامل پشت اداره نشم!
امروز موتو سيكلتم رو برداشتم و رفتم.......... با اين كه كامل آب بندي نشده بود اما راه افتادم
وقتي رسيدم مدرسه غير از خدا هيچ كس نبود! ............. آخه وقتي يه معلمي يا معلم نمايي مثل من چهار روز هفته ي قبلي نيومده باشه دانش آموزا با خودشون مي گن لابد شنبه هم نمياد! رفتم خونه ي تكت تكشون و بهشون گفتم ساعت 12 ظهر بياين مدرسه.....
اكثر بچه ها خونه نبودن.... رفته بودن دنبال « كنار» ( بر وزن- خمار- يه ميوه ي وحشي كه تو منطقه ي ما الان فصلشه).......
سفارش كردم بيان مدرسه......................
يكي از اوليا گله كرد كه امسال بچه ها هيچ چي ياد نگرفتن و هيچ وقت معلم ندارن............ حسابي شرمنده شدم بهش گفتم كه من چه مشكلاتي دارم از ديسك كمر گرفته تا دوري راه و خرابي موتور سيكلت......................
هفته ي گذشته سر هم 60 هزار تومن هزينه برداشت تعمير موتور سيكلتم.................
هزار بار هم به اداره و مسؤلينش گفتم كه من مشكل دارم..............
اما اون ولي اين چيزا حاليش نيست ... فقط مي خواد بچه ها معلم داشته باشن... كاملا هم حق داره و راست مي گه ................فقط گفتم ان شا الله بتونم جبران كنم......
اومدم مدرسه تا ظهر كلي وقت بود ..... از فرصت استفاده كردم و كار هاي دفتري مدرسه رو انجام دادم.... يه كمي هم وقت اضاف اومد چرتيدم!
ساعت 12 سر و كله ي بچه ها پيدا شد ..... 4 نفر هم نيومدن...... دو پلاستيك پر از كنار هم آوره بودن.... قبل از اومدنشون خيلي حالم گرفته بود............. هيچ انگيزه اي نداشتم همش مي گفتم مي رم و فردا ميام..... اما وقتي كه اومدن ....و با هاشون شوخي كردم و حرف زدم و خنديديم و ابراز محبت كردند...... دو باره انرژي گرفتم........... تنها چيزي كه منو سر پا نگه مي داره با اين همه مشكلات كمر شكن همين چهره ها و لبخند هاي پسرا و دختراي معصوم و پاك روستايي هست...............حتي اگه منو به شهرمون انتقال بدن ته دلم ناراضي هستم! و وقتي سال تموم شد دلم براشون تنگ مي شه( مثل سال هاي قبل و دانش آموزان قبليم)...................
اما بشنويد از بلايي كه موقع برگشتن نازل شد! از يه گردنه كه بالا اومدم يك هو موتو در جا ايستاد..... چون بالاي گردنه بود سرعتم كم شده بود ايستاد وگرنه چپ مي كردم.......اصلا نه هندل مي خورد و نه حركت مي كرد و نه هم از دنده ها خبري بود... خورجين و كلاهم رو برداشتم و با يه سواري تا شهرمون اومدم...... يكي گفت نكنه موتورت رو بدزدن؟... گفتم فعلا كه از دزديده شدن بد تر به روزش اومده!.....
يه وانت كرايه كردم آوردمش تعمير گاه... فكر مي كردم جام كرده و از اين فكر كه فردا دو باره نمي تونم برم سر كلاس،مغزم جام كرده بود!
هفته ي قبل 60 هزار تومن براش هزينه كردم يعني يه روز هم نبايد كار كنه؟.................
اما وقتي آوردمش تعمير گاه.... معلوم شد كه زنجيرش پاره شده و زده پوسته رو سوراخ كرده و سيستم برق رو خرد كرده......
حالا ساعت چنده؟....7 شب.... از صبح كه رفتم بيرون كسي ازم خبر نداره.... بعد از ظهر انتظار منو مي كشيدن حالا شبه چي شد؟........ نيومد خونه؟...زنگ بزن اين ور اون ور................فوري يادم اومد و يه زنگ از تعمير گاه زدم خونه و مهربان همسرم رو از نگراني به در آورم...............( يكي از دوستام هم بهم گفت اي زن ذليل!)
.....خلا صه امروز هم خريديم( صفحه برق + زنجير + خورشيدك + كاسه نمد + پوسته سنگ + واشر پوسته + دستمزد استاد)
شد نوزده هزار تومن.................با كرايه ي وانت 21 هزار تومن
همش هم نسيه.......... حتي دستمزد استاد...............( غير از كرايه ي وانت)
رقم هزينه هاي تعميرات اين ماه به 80 هزار تومن رسيد....................( هزينه ي سوخت و روغن جداست)
باز هم خدا رو شكر كه بلايي سر خودم نيومده و پسرم بي پدر نشده................
و خدا رو شكر كه از اين بد تر نشده........................
و خدا رو شكر كه فرا مي تونم برم سر كلاس...........
تنها چيزي كه امروز اعصاب منو خراب كرده بود اين بود كه فردا دوباره نمي تونم برم سر كار و بچه ها بي معلم مي مونن و اين كه دو باره بايد زنگ بزنم به مسؤلين اداره و بگم من ديگه نمي تونم برم( كاري كه بار ها كردم و گوش كسي بدهكار نبود).....و گرنه اين هزينه ها و اين مشكلات براي من قابل تحمله.....................بالاخره از يه جايي خدا مي رسونه..... به همين خاطر ازتون خواهش مي كنم فقط دعا كنين تا بتونم امسال رو تموم كنم و معلم خوبي باشم............
فقط دعا كنين..........................
متشكرم
دوستاني كه از وبلاگ من باز ديد مي كنن و منت مي زارن و نظر مي دن اگه من نميام به وبلاگتون يا فرصت نظر دادن ندارم منو ببخشين...........هزينه هاي ماهيانه اونقدر بالا رفته كه بايد صرفه جويي كنم.چون براي اتصال به اينتر نت بايد كد بگيريم و پول تلفن رو يازده برابر بديم..........و از اين گذشته براي تهيه ي كارت اينتر نت بايد بريم بندر عباس يا كسي بره بياره.......... آخه اينتر نت شهر مون قطع شده و فيبر نوري هم با سرعت لاكپشت در حال كابل كشي هست......خلاصه ببخشيد....اگه كم سر مي زنم.