تبليغاتX
آقا معلم
آقا معلم
درد دل های یک معلم ابتدایی
طرح های آموزشی
سلام به همه ی دوستان...............

از حدود یک سال پیش تو فکر یه طرح آموزشی با کامپیوتر بودم برای بچه های ابتدایی.......یعنی می خواستم یه چیزی بسازم که بچه های ابتدایی باهاش تو کامپیوتر کار کنن ودرساشون رو یاد بگیرن ..........بیشترین نرم افزاری که می تونستم ازش استفاده کنم و تا حد زیادی یاد گرفته بودم ماکرو مدیا فلش بود...........

از جغرافی چهارم ابتدایی شروع کردم..........و الان مدتیه که کامل شده.........الان دارم روی علوم پنجم کار می کنم................یه سی دی ساختم که فقط کافیه توی دستگاه بزاری و خودش آتوماتیک بالا میاد و درس ها رو می تونید شروع کنید..........به صورت مالتی مدیا هست و کنترل اون دست خود شماست یعنی از فهرستش می تونیین هر درسی رو که دوست دارین انتخاب کنین و ............ال آخر

اگه کسی دانش آموز کلاس چهارمی داره آدرس پستیش رو به ایمیلم بفرسته تا براش پست کنم.........منظورم پست الکترونیک نیست....آدرس پستی خونتون رو می خوام!......چون حدود ۵۰ مگا بایت هست و با اینتر نتی که من دارم و احتمالا خیلی از شما دوستان دارین ۵۰ مگابایت ۵۰ سال طول می کشه تا آپلود یا دانلود کنین!...........( زنده باد مخابرات)

برای سایر دروس هم تو تابستون برنامه دارم که بسازم.........اگه تقاضا زیاد بشه ممکنه نتونم برای همه پست کنم...........اما تا جایی که می تونم براتون می فرستم ...هدف من هم از این کار کسب درآمد نبوده که ناراحت کپی رایتش باشم............تازه دارم با هزینه ی خودم براتون پست هم می کنم..........

اما کسی اجازه نداره این نرم افزار رو بفروشه.........فقط می تونین مجانی بین دانش آموزایی که به کامپیوتر دسترسی دارن توضیع کنین...........

منتظرم............

 

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 22:45  توسط آقا معلم  | 

اشک
سلام

بالاخره تعطيلات تموم شد و از دل مردگي بيرون اومديم!

امروز رفتم مدرسه(نمي دونيد از نوشتن اين جمله چقدر خوشم مياد!).......

هوا ابری بود و زمین داره سبز می شه و تو اون بیابون حسابی موتور سواری می چسپید...(البته با کلاه ایمنی!)

بعضي ها نيومده بودند....رفتم خونشون و آوردمشون............

جوايز شاگرد ها ممتاز مدرسه رو بهشون دادم كلاس دوم تا پنجم هر كدوم ۴ دانش آموزداره...

و به سه نفر جايزه مي رسيد...فقط يك نفرشون مي موند......... جايزه ها هم نفيس........ ساعت مچي ...ساعت رو ميزي.... يه چراغ قوه ي دستي كه با دست شارژ مي شه و نياز به باطري و برق نداره( مخصوص بچه هايي كه تو محله شون برق ندارن)..........چند تا عطر و تك پوش دخترانه.......و مقداري هم خودكار هاي جور واجور............جايزه ها رو دادم و بچه ها براي هر كي جايزه مي گرفت دست مي زدن.... از هر كلاس يك نفر بي جايزه مي موند...............يه پسر كلاس چهارمي كه اسمش عبدالله هست جايزه گيرش نيومد..... ديدم چشماش قرمز شده و داره اشك مي ريزه.....يه كلاس پنجمي هم خيلي گرفته بود.........جايزه ها كه دادم...رفتم چند تا خودكار قشنگ آوردم و بهشون دادم تا يه كمي تسكين پيدا كنن.........و بينشون يه مسابقه گذاشتم كه تو اين هفته از همه ي اونايي كه جايزه گيرشون نيومده يه امتحان بگيرم و هركي بهترين نمره بگيره بهش جايزه بدم.............

البته مي تونستم براي همه جايزه تهيه كنم ولي اگه همه جايزه بگيرن ديگه جايزه ارزشش رو از دست مي ده و معنايي نداره..............بايد به بعضي ها نرسه تا بيشتر تلاش كنن و بقيه كه گيرشون اومده بهتر تشويق بشن.......(نظر شما شايد اين نباشه)..........

البته اين جوايز رو نماينده ي آموزش و پرورش شهرمون تهيه كردن.... معلم تحصيل كرده و فعالي هستند حتي وبلاگ هم دارن اما از وقتي اينتر نت شهرمون قطع شده آپ نكردن............www.narmo.blogsky.com

آقای احمد زاده معلم راهنما هم اومدند مدرسه و بازدید داشتند....

 

 

2 نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 22:2  توسط آقا معلم  | 

تعطیلی بسه
سلام

چقدر این تعطیلی ها طولانی شدن...............

چقدر دلم برای بچه ها تنگ شده! بعضی شبها خواب می بینم سر کلاسم! یا دارم باهاشون صحبت می کنم....

روز های بعد از نوروز بدترین روز های سال تحصیلی هست... از این جهت که دانش آموزا تو این تعطیلی از درس فاصله گرفتن و کلی افت کردن.........مخصوصا کلاس اولی ها.... احساس می کنی تواین مدت شش ماه گذشته هرچه زحمت کشیدی بر باد رفته و باید از نو شروع کنی اون هم تو مدت زمان بسیار کوتاهی که تا امتحانات نوبت آخر مونده.............

امسال که پیک نوروزی هم  حذف شد...... البته از یه نظر بهتره چون معلم می دونه چه تکلیفی به دانش آموزاش بده........من که سال های قبل از دیدن پیک نوروزی حالم به هم می خورد........و همه ی دانش آموزا یا تو روز اول میان همه ی پیک رو حل می کنن  و بقیه ی تعطیلی رو راحت می گذرونن یا هم مثل بچگی های من روز های آخر رو با عجله میان تکالیفشون رو حل می کنن...

یادمه کلاس دوم بودم معلممون گفته بود از اول کتاب فارسی تا درس گرگ و گاو بنویسید......منم همش تلویزیون تماشا کردم و ننوشتم تا روز های آخر......... وقتی می دیدم نمی تونم تمومش کنم گریه می کردم و زن عموم و مادرم که سواد داشتن برام می نوشتن!

هنوز وقتی اسم درس گرگ و گاو می برم یا می شنوم موهای بدنم سیخ می شه و دلم می لرزه! حتی همین الان که این مطلب رو می نویسم! نام این درس برام دلهره آور هست...!

یادش به خیر..................

 

 

 

2 نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 23:36  توسط آقا معلم  | 

جایزه
سلام به همه ی عزیزان

سال نو مبارک

اول نوروز یه خبر خوش دارم

امشب آقای نماینده ( نماینده ی آموزش و پرورش)زنگ زد خونمون و گفت بیا کارت دارم......( منم رفتم و بهم گفت که اسامی دانش آموزای ممتازت رو بده تا بهشون جایزه بدیم!

منم با خوشحالی تمام اسامی شاگردام رو دادم.... از ۲۹ نفر ۲۱نفر ممتاز هستند... و شاگرد اول تا سوم هستند...............

ایشون هم دستش درد نکنه که سنگ تمام گذاشتن و کلی جایزه ی نفیس و بار ارزش به دانش آموزام دادن از جمله:( ساعت مچی خوب- ساعت دیواری - تک پوش دخترانه و عطر و مقداری هم قلم های زیبا و خوش خط.........)

ایشون امسال برای تمام مدارس حوزه این کار رو کردن و اقدام بسیار زیبا و امیدوار کننده ای هست....

البته برای مدرسه ی من جوایز بهتری دادن چون دانش آموزای بسیار تنگ دستی دارم و ایشون هم آدم خیر و نیکو کاری هستن...........و من هم تقریبا ْ برای همه ی دانش آموزا یه جایزه گرفتم...........

حالا دل تو دلم نبیست که کی برم روستا..............دلم می خواد تو نوروز برم و جایزه هاشون رو ببرم خونشون............ اما اگه تو مدرسه بهشون بدم شاید بهتر باشه..............اگه رفتم که حتماْمی برم

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 1:40  توسط آقا معلم  |