ارم - دلگشا جشنواره
به نام خداي مهربان
نظرات مطلب قبلي رو بخونين.....
مادرم اومده تو وبلاگم نظر داده....خيلي خوشحال شدم.

قبل از هرچيز بگم هدف اصلي من از اين وبلاگ نوشتن در مورد مدرسه و محل كارم و شغل معلمي بوده و از توضيحش هم پيداست ......... اما الان كه تابستانه و مدرسه ها تعطيله و من با شاگردان ارتباط زيادي ندارم از خاطراتم تو شهر زيباي شيراز مي نويسم..........
و............
باز هم قصد دارم از شيراز بنويسم.... آخه خيلي جاهاي ديدني داره كه من نتونستم برم و براي شما گزارش تهيه كنم....
اما ديروز به لطف خواهر بزرگوار مرجان خانم تونستيم جاهاي ديگه اي از شيراز رو ببينيم و خيلي خوش گذشت و گردش پر خاطره و فراموش نشدنيي بود
با ماشين اومد دنبالمون و همراه با پسرم و عيال محترمه رفتيم باغ ارم .......
من اولين بارم بود مي رفتم ....... اول باغ جايگاه انواع گل بود كه توسط دانشجويان رشته ي حقوق نابود شده بود!

فقط 10 درصدش باقي مونده بود... آخه يه مدت اين جا رو كرده بودن دانشكده ي حقوق....
حيف اين باغ و ميراث ملي كه باهاش اينطور رفتار بشه...
اما غير از اون قسمت اول بقيه ي جاهاي باغ بسيار ديدني و .......چي بگم... حيرت انگيز بود.....


انواع گياهان و درختان و گل هاي بسيار زيبا و عجيب.... كاش زود تر رفته بودم اونجا.... با ديدن اين مناظر و باغ و بستان و طبيعت ذهن آدم حسابي باز مي شه .... همون جا دو سه طرح و ايده تو ذهنم جرقه زد......

اسم گل ها و درختان هم زير هر كدوم روي تابلوي كوچكي نوشته بود.....
در ورودي باغ روي يه تابلو توضيحاتي در باره ي باغ نوشته بود...

باغ ارم يكي از باغ هاي ديرينه ي ايران است و قدمت آن به دوره ي سلجوقي مي رسد از آغاز ساخت تا دوره ه زنديه در اختيار شاهان بوده. بعدش مي رسه به سران ايل قشقايي و در دوره ناصر الدين شاه حاج نصيرالملك اين باغ رو مي خره و ساختمان زيبايي كه الان هست بنا مي كنه و پس از دست به دست شدن بعد از انقلاب به دانشگاه شيراز مي دن و الان هم باغ گياه شناسي دانشگاه شيرازه....
........................

اما اين كه اين باغ محل زندگي شاه ايران بوده و محل فرود هليكوپتر(بالگرد) شاه بوده و از طرف يكي كه اسمشو من يادم نيست به شاه هديه شده چيزي نوشته نشده بود....( نمي دونم نوشتن اين موضوع مشكلي داشت؟) البته ما كه فهميديم!( به كسي چيزي نگيد كه به جرم فهميدن اين موضوع ممنوع الوبلاك مي شم – درست نوشتم عربي گ نداره!-)
.............
سرو 300 ساله هم ديديم............... شايد هم نديديم.... مرجان مطمئن نبود كدومه ................
مي گفتن يه حمام قديمي هم تازه كشف كردن كه هنوز براي بازديد آماده نيست.....
چند تا عكس از باغ گرفتم اما چون هوا داشت تاريك مي شد اون طوري كه خودم دوست داشتم نشده......
البته روز قبلش هم رفته بودم مسجد وكيل و چند تا عكس اونجا هم دارم كه براتون ميذارم

اما مسجد وكيل خيلي دلگير بود.. داشتن تعمير مي كردن ... وقتي مسجد قديمي مي بينم دلم مي گيره..... دوست داشتم فرصتي دست مي داد و يه وعده نماز اونجا مي خوندم اما وقت نماز نبود و جاي مناسب هم نبود ( به علت تعميرات)

خوب بعد از باغ زيباي ارم رفتيم باغ دلگشا.... يا بهتره بگم باغ دلگير.....
چرا؟..................
چون ساختمان عمارت كلاه فرنگي به شدت آسيب ديده و كسي هم به فكرش نيست انگار.. نه تعميراتي و نه محافظتي...... حتي بليط هم نداشت..... باغش هم چون ديگه شب شده بود نتونستيم ازش عكس بگيريم و اون طوري كه بايد استفاده كنيم


اما با ديدن گچ بري هاي عمارت كلاه فرنگي كه كاخ وليعهد پسر شاه بوده خيلي ناراحت شدم... اين بنا متعلق به قرن هشتم قمري هست ولي در دوران پهلوي به پسر شاه هديه دادن.... و اين دليل نمي شه كه ازش محافظت نشه و تبديل به ويرانه بشه....
اين باغ پر از مركبات از جمله نارنج هست و در فصل بهار تعطيل مي كنن تا بهار نارج بگيرن و صادر كنن.
خيلي دوست داشتم اطلاعات بيشتري به دست بيارم... البته مرجان خوب اطلاعات داره.. اما خانمها وقتي به هم رسيدن كه ديگه همش حرف مي زنن و فرصت نميشه آدم ازشون سوال كنه!!!
....... گذشته از شوخي جا داره ازش تشكر كنم هم از طرف خودم و هم از طرف عيالات!....
يه جايي كه خيلي دوست دارم برم تخت جمشيده.....
اما از شيراز دوره و رفتنش بدون وسيله ي شخصي مشكل
يه راننده مي گفت اول انقلاب بولذودر آوردن تا پرسپوليس( تخت جمشيد) رو خراب كنن... به دليل اين كه آثار طاغوته! اما سازمان هاي جهاني مانع شدن. لذا اومدن اسمشو از پرسپوليس به تخت جمشيد تغيير دادن!!!( والله اعلم)
......بگذريم.......
امشب هم رفتيم جشنواره........... جاتون خالي...
البته منم نمي خواستم برم... خانم ها اصرار كردن ... و توفيق اجباري حاصل شد

جاي بيل انداختن نبود............مي شد حدود 10 الي 12 هزار نفر جمعيت..... مراسم هم آخر شادي...از موسييقي كردي گرفته تا خشايار موستوفي و غلام شش لول بند......( اصلش بود ها... خود خودشون..)...جمعيت بودن كه داشتن كف مي كردن از خنده........خواننده هم زندي بود ........شهرام زندي.... اما تو اجرا گير كرد! سي دي گير كرد و شهرام هم شرمنده شد...... آقا نيكي ( همون آقا نيكي معروف )مجري برنامه هم اومد و گفت برنامه زندست ديگه اين مسائل پيش مياد....
بي مزه ترين بخش برنامه هم مداحي مدل جديد بود.... همون مداح هايي كه ميان و مردم رو وادار مي كنن دست بزنن و خنده كنن اما مردم بازم اشكشون در مياد!
جوري مي گفت دست بزنين و از دست زدن در شب بعثت مي گفت كه ما خيال كرديم حتما براي دست زدن در شب هاي خاص روايتي چيزي هست و الان نقل مي كنه!
............
راستي يادم رفت نور افشاني هم داشتيم و اين يكي از بهترين قسمت هاش بود البته پسر من ترسيده بود!

....................
اوناي كه امشب نبودن فردا مي تونن بيان.. البته اگه تو شيراز باشن.










.jpg)
.jpg)
.jpg)

.jpg)
.jpg)







