تبليغاتX
آقا معلم
آقا معلم
درد دل های یک معلم ابتدایی
خبر های خوب

سلام

...... باز دست به کیبورد شدم تا خبر های خیلی خوب و شیرینی رو بهتون بدم....

............نمی دونم از کجا شروع کنم؟

......... از هدایایی که برای دانش آموزا فرستادن؟

 

یا از دوستانی که اعلام آمادگی برای کمک کردن؟

 

یا از کتاب ها و هدایایی که تو راهه؟.......

 

..... یا از همایش برنامه ریزی درسی تو شیراز بگم؟ ( به دعوت دکتر عطاران)

 

یا از چاب 9 صفحه مطلب در باره ی وبلاگ اقا معلم تو مجله ی رشد مدرسه فردا؟

 

........... یا از .....

 

از همشون می گم..... حوصله که دارین؟  ....

............

خیلی از دوستانی که هنوز نمی شناسمشون و اون ها هم منو نمی شناسن بهم ایمیل زدن و شماره حساب و آدرس پستی خواستند تا قبل از عید نوروز برای بچه ها عیدی بفرستن...

.............

باعث خوشحالیه که تونستم اعتماد هموطنای خوبم رو جلب کنم و از خدا می خوام که در راه ادای امانت موفق باشم..... شما هم دعا کنیین( لا اقل یه آمین بگین).......

.... ممنون

...............

یه خانمی هم از تهران حسابی زحمت کشیده و کلی کتاب و کمد کتاب و هدایای دیگه برای چند مدرسه و چند روستای محروم(لازم التوجه) فرستاده که تو راهه ... از اخلاصش می دونم که دوست نداره ازش اسم ببرم وگرنه می گفتم کیه.......

...........

...

راستی هفته ی قبل تو همایش کشوری (انجمن مطالعات برنامه درسی ایران) دعوت بودم!

...

 من و دوست خوبم علی آشوری زاده

 چیه ؟ تعجب داره؟ معلومه که تعجب داره آخه کی میاد یه معلم ابتدایی رو که هنوز مدرکش فوق دیپلم هست تو یه همچون همایشی دعوت کنه؟...

این که چیزی نیست... تازه تو همایش صحبت هم کردم!!!!

.........

یعنی ازم خواستن صحبت کنم..

.....

زیاد تعجب نکنین از طرف دکتر عطاران دعوت بودم.... هنگام ارائه ی مقاله ی ایشون که در مورد( فاوا در برنامه ی درسی دوره ی ابتدایی ) بود از من خواستن که بیام جلو و 10 دقیقه در مورد وبلاگم و این که چه اتفاقاتی افتاده صحبت کنم.....

....

برای من خیلی سخت بود جلو این همه دکتر و تحصیل کرده و شخصیت های علمی کشور بیام حرف بزنم....

بهشون هم گفتم من دست به کیبوردم خیلی بهتر از حرف زدنمه!

....

یکی از دکتر هایی که اون جا حضور داشت خودش یه مقاله ی دیگه داشت در مورد وبلاگ نویسی و معلمان دوره ابتدایی.....(دکتر عباس شکاری)

ایشون هم از من خواستند که روز بعدش برم و 5 دقیقه از وقتش رو در باره وبلاگ نویسی و وبلاگم صحبت کنم....

خلاصه هر چی تونستن در باره ی وبلاگم و اتفاقاتی که در حال افتادن هست گفتم....

خاطره ی پر هیجان و فراموش نشدنیی بود.....

........

...فکر کنم خیلی طپق زدم!

.....

اما بهترین و زیبا ترین مقالات در این همایش ایراد شد و برای من به عنوان یه معلم ابتدایی بسیار مفید بود.....

آرزو می کردم کاش افراد بیشتر می تونستن این مقالات را بخونند و استفاده کنن

.................

صبح روز چهارشنبه کارگاه های  آموزشی بود....

.....

یکی از کارگاه ها کارگاه دکتر آرانی بود که تازه از ژاپن اومده بود و بیشتر اساتید و حاضرین تو کارگاه ایشون شرکت کرده بودن......

....

ایشون موقع ناهار اومدن کنار دکتر عطاران و چیزی گفتن که من متوجه نشدم.... اما یه دفعه دکتر عطاران رو به من کرد و گفت ایشون هستن....

.........

دکتر ارانی چهره منو که دیده بود براش آشنا اومده بود و از عطاران پرسیده بود این کیه؟

.............

مثل این که این وبلاگ چند روز تو سایت گویا اولین لینک بوده و ایشون وبلاگ منو از اونجا دیدن و همچنین عکسمو....

... خیلی خوشحال شدم و انرژی مثبت گرفتم!....

.............

گفتن که بهم ایمیل می زنن اما فکر نکنم فرصت داشته باشن.....

.....

.................

............ بگذریم.

....در کنار همایش یه نمایشگاه واقعا عالی و زنده از تجارب و ابتکارات معلمان و دانش آموزان فارس در زمینه ی آموزش ابتدایی بود.

تو نمایشگاه کلاس درس دایر بود.... کارگاه آموزشی برگزار می شد........بچه ها کار دستی می ساختند.... عده ای دیگه هم شعر و سرود و قرآن می خوندن.....

انواع ابتکارات عملی اونا به چشم می خورد....

کارگاه آموزشی در نمایشگاه

 

بازدید دکتر عطاران(وسط) و رئیس سازمان آموزش و پرورش فارس(چپ)

 

بــــــــــــــــدون شــــــــــــــــــرح

به اضافه ی نمایشگاه کتاب....

همایش به نحو احسن برگزار شد... واقعا جای تشکر داره از برگزار کننده گان همایش..

ما خودمون تو اداره هستیم.. می دونیم برگزاری چنین همایشی چقدر درد سر داره و چه مشکلاتی داره

ما تا یه جلسه ی مدیران برگزار می کنیم پوستون کنده می شه!

از نهار گرفته تا وسیله ی نقلیه و کم کاری عوامل خدمات و خیلی موارد دیگه... آخرش هم باید کلی از جیب خرج کنیم و ......

.........بگذریم.

 

مصاحبه ای که با دکتر عطاران تو دیماه داشتم تو شماره ی فروردین ماه مجله رشد مدرسه فردا چاپ شده....9 صفحه  وبلاگ آقا معلم و مصاحبه ی منو چاپ کرده....

.... و من این همه موفقیت رو مدیون این وبلاگ و شما بازدید کننده های خوب هستم....

و همچنین مدیون مردم جیهون.... این وبلاگ بیشتر از این که برای مردم جیهون و دانش آموزای من مفید باشه برای خود من داره مفید می شه....

و این همه از الطاف و محبت های خدای یکتاست......

.........

خدایا شکرت که همچنین انسان های نیکو کاری رو به سراغ من فرستادی و باعث کمک هایی به دانش آموزان بی بضاعت منطقه شدی و از طرف دیگه موجب کسب موفقیت های پی در پی برای من.

.....

راستی هفته ی قبل به ابتکار آقای فرشیدی مدیر آموزش و پرورش شهرستان بچه های رشته ی طراحی دوخت همراه با مدیر و معلماشون و آقای عزیزی نماینده ی آموزش و پرورش رویدر به منطقه رفتن و برای بچه ها لباس اندازه گرفتن تا براشون بدوزن...

یه ابتکار جالب و مفید هست دست همه شون درد نکنه.

................

فکر کنم دیگه باید خاتمه بدم......

....

....تا یه پست دیگه و یه مطلب دیگه...... خدا نگهدار.

 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 1:37  توسط آقا معلم  | 

کسی این مطلب رو نخونه....

لطفا اين مطالب را نخوانيييييييييييييييييد.

زيرا در كمال عصبانيت نوشتم....(چيه مگه؟ مي خوام درد دل كنم.. حق درد دل كردن كه دارم؟... اگر خوندين هم زياد سر در نميارين)

 

 

ادامه مطلب

2 نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 3:10  توسط آقا معلم  |