كتب درسي دوره ابتدايي
به نام خدا
مهر داره تموم مي شه و مدارس ديگه افتادن رو غلطك.
منم كه مدتيه غلطكي شدم و با اين كه تو سربالاييم اما بازم افتادم رو غلطك!...................
پروژه اولي رو به اتمامه..... اون هم سي دي ديجيتال كتب درسي هست....

خيلي از معلما مخصوصا معلماي كلاس اول ابتدايي و معلمين ديگه تو درس جغرافيا نياز به اسكن كتاب دارن و تصاوير كتاب رو اسكن مي كنن ......
به لطف اينترنت نيمه خوبي كه تو خونه دارم از تابستون امسال كتب درسي دوره ابتدايي و راهنمايي رو دانلود كردم و ريختم رو يه سي دي با يه اتوران.... و قصد دارم براي تمام مدارس شهرستان ارسال كنم....فرمتش پي دي اف هست و كيفيتش هم خيلي خوبه..........
چند شب پيش كه از تو خيابون راه مي رفتم يكي از دوستام كه معلم اول ابتداييه ديدم....
كنار ماشينش ايستاده بود و يه نفر ديگه هم كنارش بود ...
نزديك رفتم.............
ديدم كتاب اول ابتدايي رو باز كرده و به اون كسي كه نزديكشه چيزايي مي گه...
به شوخي بهش گفتم تو خيابون هم كلاس خصوصي باز كردي؟!
خنديد و گفت نه ايشون يكي از همكاران هستن و پايه ي اول رو تدريس مي كنن و از من سئوالاتي دارن و دارم بهشون ياد مي دم چطوري تدريس كنن............
خيلي خوشحال شدم از اين كه يه معلم دنبال يادگيري هست و تو خيابون از همكارش داره سؤال مي كنه..............
بهشون جريان كتب درسي رو گفتم و گفتم كه كتاب راهنماي تدريس فارسي اول هم ديجيتالش رو دارم....و هم كتاب بخوانيم و بنويسم و ساير كتب ابتدايي..................
دوستم گفت خدا خيرت بده من پارسال كلي پول اسكن دادم....
امسال هم بعضي تصاوير كتاب عوض شده...............
..............
صبح پنج شنبه اومد گروه هاي آموزشي و دو تا سي دي بهش دادم...
يكي براي خودش و يكي هم براي اون معلم كلاس اولي كه حق التدريس بود و تازه معلم شده بود...
.........................
كتب درسي متوسطه هم در دست دانلود هست....
..................
طرح زياد چشمگيري نيست ......
يعني در حد انتظار نيست اما به هر حال يه قدميه.......به ياري خدا كاراي بعدي رو بهتر انجام مي دم.
يه فكرايي تو ذهنمه كه اگه عملي بشه خيلي بيشتر مي تونه مفيد واقع بشه.........
چند تا عکس از آئوتوران طرح:



سلام به همه ی دوستان عزیزی که در این مدت همراه و همیار بودن.....
اونقدر حرف برای گفتن دارم که ممکنه این پست هم از اون پست های طولانی بشه
اما می دونم که همراهید!---شاید هم نه!
بگذریم............ می خوام براتون از خاطره ی اول مهر امسال بگم.....
اما نه اول باید به اطلاعتون برسونم که روحیاتم رو جمع و جور کردم و تصمیم کبری ! رو گرفتم و تو گروه آموزشی موندگار شدم.......!
آدم اگه بدونه می تونه یه کاری بکنه و یه جورایی برای ارزش هاش می توه مفید باشه .....
اصلا ولش کن حرفای قلمبه و سلمبه به ما نیومده !!!!!
راحت بگم چون می خوام یه طرح هایی رو اجرا کنم موندگار شدم......
اول مهر همراه یه گروهی از مسئولین شهرستان که برای زدن زنگ مهر و مراسم آغازین سال تحصیلی جدید اومده بودن رفتیم..... البته من دیر رسیدم و مراسم شروع شده بود .. چند تا عکس گرفتم و مراسم تموم شد و همه رفتن برای بازدید از مدارس.....
تو مدرسه ابتدایی که رسیدیم مستقیم رفتم کلاس اول بیشتر بچه ها با مادرشون و بعضی هم باباشون اومده بودن!
یه پسر کوچولویی به مادرش چسپیده بود و گریه می کرد و نمی رفت رو نیمکت بشینه....رییس مخابرات که همراه ما بود دستشو گرفت تا اون رو روی نیمکت بشونه اما پسره زیر بار نمی رفت....
من که دوربین دستم بود بهش گفتم بیا بشین تا ازت عکس بگیرم ... با دیدن دوربین و عکسی که هنگام گریه کردن ازش گرفته بودم پسره قبول کرد و روی نیمکت نشست و من دوباره عکسشو گرفتم و بهش نشون دادم وقتی عکس خودش رو دید لبخند زد و دیگه گریه نکرد.....!
یکی گفت خدا خیرت بده کاش زود تر اومده بودی!
نمی دونم چرا وقتی وارد کلاس درس ابتدایی می شم دیگه دوست ندارم بیام بیرون! .....
خلاصه دیدار بچه ها خیلی خوش گذشت و یه روز فراموش نشدنی بود.... مخصوصا صحبت های مسئولین با دانش آموزان و جواب هایی که بچه های می دادن...
یکی از مسئولین که بهش گفته بودن صحبت کنه تا شروع کرد به صحبت کردن گفت: سلام بر دانشجویان عزیز!
چند تا سوتی دیگه هم تو صحبت های مسئولین بود که با زیر ذره بین بودن این وبلاگ نگفتنش بهتره! ...................زنده باد آزادی!
توضیح بدم این قسمت زنده باد آزادی رو به عنوان شوخی نوشتم و ذره بین به دستان محترم و محترمه دال بر سیاست و .....خلاصه دال بر چیزای بد ندونن و گزارش سوء ندن!
اما عکس ها رو ببینین و برای دیدن توضیحاتشون موس رو چند ثانیه روی عکس ثابت نگه دارین!








